شيخ حسين انصاريان
122
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
چو ديد از پند و استعفاف و زارى * نپوشد خيره چشم از نابكارى زن از بيم هلاك كودكانش * مهيا شد و ليك افسرد جانش بگفتا حاضرم لكن بدين عهد * كه در خلوت تو با من گسترى مهد به جز ما هيچ كس ديگر نباشد * كه چشم ناظرى بر در نباشد بگفتاى جان يقيندار كين چنين كار * به خلوت بايد از هر يار و اغيار بساط عيش چو كرد او مهيا * به خلوت خانه با آن يار زيبا بگفت آن ماه كى مرد وفادار * تو گفتى نيست جز ما و تو ديار در اين محفل كنون الا تو و من * بود ناظر خداى پاك ذو المن در آن خلوت كه حاضر باشد آن شاه * نشايد اين عمل اى مرد آگاه چه بشنيداين سخن زود آن جوانمرد * برآورد آتشين آه از دل سرد چنان اين پند بر جانش اثر كرد * كه آن مشتاق را زير و زبر كرد پشيمان گشت و افغان كرد و احسان * بر آن نيكو زن پاكيزه دامان خدايش هم جزاى مخلصان داد * به رويش در ز لطف خاص بگشاد همآتش را به دستشسرد و خوش كرد * هم آهن برد فرمان در كف مرد كرامت را وى از ترك هوى يافت * ز بيم آتش قهر خدا يافت « 1 » آرى ، انسانى كه در مدار نورانى ذكر حقيقى است ، در برخورد به اوامر الهى ، مجرى امر است و در برخورد به گناه حافظ پاكى و ورع خويش و نيز حافظ ديگران از افتادن به چاه تباهى و ضلالت است . براى به دست آوردن معرفت حق و شناخت انبيا و اوليا و آشنايى با ائمهء طاهرين عليهم السلام و فراگيرى محتويات وحى بكوشيم كه حاصل اين معرفت و شناخت و اين آشنايى و آگاهى ذكر حقيقى است و همينگونه ذكر است كه انسان را در گروه
--> ( 1 ) - الهى قمشهاى .